سيد مرتضى حسيني فيروزآبادي ( مترجم : ساعدي )

108

فضائل الخمسة من الصحاح الستة ( فضائل پنج تن ( ع ) در صحاح ششگانه اهل سنت ) ( فاسي )

بهشتاند و كسانى كه كينهء آنها را در دل گرفته‌اند ، در دوزخ خواهند افتاد . « ملَّا » اين حديث را در « سيره » خود روايت مىكند . [ هيثمى در مجمع 9 / 182 ] از « سلمان » - رضوان الله عليه - نقل كرده است كه گفت : در يكى از روزها ، با جمعى از اصحاب گرد حضرت رسول اكرم صلَّى اللَّه عليه و آله اجتماع كرده بوديم . در اين هنگام « امّ ايمن » در رسيد و عرض كرد : يا رسول الله ! حسن و حسين عليهما السّلام گم شده‌اند ! رسول خدا صلَّى اللَّه عليه و آله پرسيد : چه هنگام از خانه خارج شدند ؟ پاسخ داد : هنگامى كه آفتاب رو به بلندى گذاشت . رسول خدا صلَّى اللَّه عليه و آله خطاب به ما فرمود : برخيزيد و فرزندانم را بيابيد هر يك از اصحاب به طرفى رهسپار شدند . من هم به دنبال رسول خدا صلَّى اللَّه عليه و آله در يافتن آنها بودم ، رسول خدا صلَّى اللَّه عليه و آله مسير خود را پيمود تا به دامنهء كوه رسيد و مشاهده كرد كه حسنين دست در گردن يكديگر افكنده‌اند و مارى كه شراره‌هاى آتش از دهانش شعله‌ور بود بر روى دمش قرار گرفته و در برابر آنان ايستاده است ! رسول خدا صلَّى اللَّه عليه و آله بسوى آن مار حمله‌ور شد شد ، آن مار در حالى كه سخنى با رسول خدا صلَّى اللَّه عليه و آله مىگفت ، بسوى آن حضرت توجه كرد و سپس در زير سنگهاى كوه مخفى شد . رسول خدا صلَّى اللَّه عليه و آله پيش رفت و حسنين عليهما السّلام را از يكديگر جدا كرد و دست مهر و محبت به صورت آنها كشيد و فرمود : پدر و مادرم فداى شما ، چقدر در پيشگاه خدا محترم هستيد ! سپس يكى از آنها را روى شانهء راست ، و ديگرى را روى شانه چپ خود گذاشت . من گفتم : خوشابحال شما كه از چنين راهوارى استفاده مىكنيد ! رسول خدا صلَّى اللَّه عليه و آله فرمود : آرى ، آنها هم ، نيكو سوارانى هستند و پدرشان از آنها برتر است . « طبرانى » اين حديث را نقل كرده است . مؤلف گويد : « متّقى » هم اين حديث را در [ كنز العمال 7 / 107 ] نقل كرده است . [ ذخائر العقبى ص 130 ] « ابو سعيد » در « شرف النبوة » از « عبد العزيز »